معنی تردد

معنی تردد

6 بازدید
[ تَ رَدْ دُ ] (ع مص) شد و آمد کردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (منتهی الارب). آمد و شد کردن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد). گردیدن و رفتن و آمد و شد کردن. (غیاث اللغات) (آنندراج): جز به تردد سر و کاریت نیست بر سر یک رشته قراریت نیست.نظامی. چون مسافت از رودبار الموت به اردوی پادشاه نزدیک بود بردوام ایلچیان تردد می داشتند. (جهانگشای جوینی). مریدی گفت پیری را، چه کنم کز خلایق به رنج اندرم از بس که به زیارتم همی آیند و اوقات مرا از تردد ایشان تشویش همی باشد. (گلستان). || دودله شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد). بی قراری و بی ثباتی و عدم ثبات در رای و توقف در حکم و فتوا و تشویش و پریشانی و اضطراب و اختلال خاطر. (ناظم الاطباء): تحیر و تردد بدو [شیر] راه یافته است. (کلیله و دمنه). با این فکرت در بیابان تردد و حسرت یک چندی بگشتم. (کلیله و دمنه). تویی رایت از نصرت آراسته تردد ز رای تو برخاسته.نظامی. وفای وعده خود امکان ندارد اما او در انتظار و تردد فتد مهی سه چهار. کمال اسماعیل. در تردد مانده ام اندر دو کار این تردد کی بود بی اختیار؟مولوی. این تردد هست که موصل روم یا برای سحر تا بابل روم.مولوی. گر نخواهی در تردد هوش جان کم فشار این پنبه اندر گوش جان.مولوی. - بی تردد و تحرز؛ بدون پروا و دودلی : دمنه... با دل قوی، بی تردد و تحرز با وی [گاو] سخن گفت. (کلیله و دمنه). - بی تردد و تکلف؛ بدون شبهه و ریا. (ناظم الاطباء). || (اِمص) انکار و امتناع. || اعتراض و تعرض. || مزاحمت. || عدم قبول. || نزاع. || سعی و کوشش و جهد. || محنت. || ترقی و ازدیاد. || آمد و شد. || اسهال. (ناظم الاطباء). || مجازاً، بمعنی فکر و اندیشه. (غیاث اللغات) (آنندراج). تدبیر. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «تردد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید