معنی ترخنده
6 بازدید
[ تَ خَ دَ / دِ ] (اِ) طعنه و طنز و بیهوده و مکر و حیله باشد، و به این معنی بجای خای ثخذ «ف» و «ق» هر دو نیز آمده است. (برهان). در برهان قاطع بمعنی طعنه و طنز و بیهوده و مکر و حیله آورده، همانا ترفند و ترفنده را تبدیل و تصحیف کرده، در ترفند با شاهد بیاید. (انجمن آرا) (آنندراج). رجوع به ترفند و ترقند شود.
کلمات همقافیه با «ترخنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر