معنی ترجین
5 بازدید
[ تَ ] (اِ) گالی. رجوع به گالی شود.[ تَ ] (ع مص) بازداشتن ستور را در منزل بر علف. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از المنجد). بازداشتن ستور را در خانه جهت علف. (ناظم الاطباء). بازداشتن ستور از علف و نفرستادن آن به چراگاه. (از شرح قاموس ترکی). بازداشتن چهارپا را از علف. (متن اللغة).
کلمات همقافیه با «ترجین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر