معنی واژه ترجیة
5 بازدید
[ تَ یَ ] (ع مص) امید داشتن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء) (از المنجد) (از اقرب الموارد): و در ترجیهٔ این اُمنیت و تعلیل به ادراک این مُنْیَت روزگار می گذاشتم. (سندبادنامه ص ۲۰). || کسی را امید افکندن. (تاج المصادر بیهقی). کسی را امید دادن. (زوزنی) (از المنجد). امیدوار گردانیدن. (دهار).