معنی ترتیل
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) هویدا کردن. (تاج المصادر بیهقی). هویدا کردن سخن. (زوزنی) (دهار). پیدا کردن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). نیکو کردن تألیف کلام را و هویدا کردن آنرا بی تکلف. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). نیکو کردن تألیف کلام. (اقرب الموارد) (المنجد). || هموار و آرمیده و پیدا خواندن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). گشاده خواندن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). در عبارت زیر بمعنی بدقت فراگرفتن آمده است : طلبهٔ علم روی بدان نهادند و بتحصیل و ترتیل علم مشغول شدند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۴۲۲). || قرائت قرآن به ادای مخارج حروف به آهستگی و آرامیدگی. (غیاث اللغات) (آنندراج). تأنق در تلاوت قرآن. (اقرب الموارد) (المنجد). || رعایت مخارج حروف و حفظ وقف ها، و گفته اند پست کردن صدا و غم انگیز کردن و با حزن قرائت کردن است. (تعریفات جرجانی): {/Bأَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَ رَتِّلِ اَلْقُرْآنَ تَرْتِیلاً.۱-۷۷۳:۴/} (قرآن ۷۳ / ۴). مراد از نزول قرآن تحصیل سیرت خوبست نه ترتیل سورت مکتوب. (گلستان). || رعایت موالات حروف مرکب. (تعریفات جرجانی). || فرستادن آیات از پی یکدیگر. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی) (از مجمل اللغة): {/Bکَذََلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤََادَکَ وَ رَتَّلْنََاهُ تَرْتِیلاً.۱۲-۱۸۲۵:۳۲/} (قرآن ۲۵ / ۳۲).
کلمات همقافیه با «ترتیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر