معنی ترتبیدن
6 بازدید
[ تُ تَ دَ ] (مص مرکب) مرتعش شدن و لرزیدن. (ناظم الاطباء) (استنگاس). رجوع به تپیدن شود.
کلمات همقافیه با «ترتبیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر