معنی تربیة
4 بازدید
[ تَ یَ ] (ع مص) غذا دادن و پروردن کسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (المنجد). رجوع به تربیت شود. || تهذیب کسی. (اقرب الموارد) (المنجد). رجوع به تربیت شود. || قوام آوردن ترنج را با عسل و گل و شکر. (از اقرب الموارد). قوام آوردن سیب را بشکر. (المنجد). || آسایش دادن و خلاص بخشیدن کسی را از خبهٔ گلو. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ تُ رَ بی یَ ] (ع اِ) گندمی است سرخ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء): و التربیة، حنطة حمراء و سنبلها ایضاً احمر ناصع الحمرة، و هی رقیقه تنتشر مع الدنی برد او ریح... (لسان العرب).
کلمات همقافیه با «تربیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر