معنی تربی
5 بازدید
[ تَ رَبْ بی ] (ع مص) پروردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (آنندراج). غذا دادن کسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). غذا دادن کودک را تا رشد کند. || تهذیب کودک. (المنجد).[ تُ رَ بی ی ] (اِخ) حسین بن مقبل که از روات حدیث است، چون بر تربت امیر قیروان مقیم بود بدان لقب ملقب گردید. (منتهی الارب).[ تْرِ / تِ رِ ] (اِخ) تربیا. رودیست در ایتالیا که وارد شط پو می شود و آنیبال در آنجا بر سمپرونیوس قنسول روم بسال ۲۱۸ ق.م. پیروز گردید و سووُرُف سردار روسی بسال ۱۷۹۹ م. ماکدونالد را در آنجا شکست داد.
کلمات همقافیه با «تربی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر