معنی تربو
4 بازدید
[ تَ ] (اِ) پارچهٔ سفید و سفت و باریک را گویند. (برهان) (ناظم الاطباء). جامهٔ باریک سفت. (شرفنامهٔ منیری) (آنندراج). جامهٔ باریک سفت. (فرهنگ رشیدی). جامهٔ باریک سفته را خوانند. (فرهنگ جهانگیری) (انجمن آرا).[ تَ ] (اِ) تربزه. (ناظم الاطباء). رجوع به تربزه شود.
کلمات همقافیه با «تربو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بو» برای سرودن شعر