معنی تربن
4 بازدید
[ تَ بُ ] (اِ) زمین بسیار سخت. (برهان) (ناظم الاطباء). زمین سخت. (فرهنگ جهانگیری) (شرفنامهٔ منیری) (فرهنگ رشیدی) (آنندراج) (انجمن آرا).[ تَ رَبْ بُ ] (ع مص) روان کردن کشتی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رُبّان شدن. (اقرب الموارد) (المنجد). رجوع به رُبّان شود.
کلمات همقافیه با «تربن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بن» برای سرودن شعر