معنی تربر
5 بازدید
[ تَ بُ ] (نف مرکب) تربرنده، و قسمی اره که بدان درختان تر برند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || (ن مف مرکب) غله ای که پیش از زرد شدن و رسیدن، برای آفتی چون زنگ و ملخ و جز آن درو شده باشد. (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به تربر کردن شود.[ تُ بُ ] (اِخ) تیره ای از شعبهٔ جبارهٔ ایل عرب از ایلات خمسهٔ فارس. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص ۸۷). رجوع به جَبّاره شود.
کلمات همقافیه با «تربر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر