معنی تراکمه
7 بازدید
[ تَ کِ مَ / مِ ] (از ع، ص، اِ) جِ ترکمان. (ناظم الاطباء). طایفه ای از ترکان که در حدود مرزهای شمال شرقی ایران سکونت دارند. رجوع به ترکمان شود.[ تَ کِ مِ ] (اِخ) یکی از دهستان های ۹گانهٔ بخش کنگان، در شهرستان بوشهر است که از جنوب به دهستان حومهٔ گاوبندی و از شمال به دهستان علامرودشت و از خاور به دهستان بیرم و از باختر به دهستان آل حرم و ثلاث محدود است. این دهستان در جنوب خاوری بخش واقع و هوای آن گرم است. آب آن از چشمه و قنات است و محصول آن عبارتست از غلات، خرما، تنباکو و پیاز. شغل اهالی زراعت است و از ۴۸ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل یافته و در حدود ۷۲۰۰ تن سکنه دارد. قراء مهم آن عبارتند از: لامرد، که مرکز دهستان است، زنگنه، تل خندق، تراکمهٔ بالا و تراکمهٔ پائین. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «تراکمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر