معنی تراکل
6 بازدید
[ تَ کُ ] (ع مص) پای بیکدیگر زدن. (زوزنی). جنگ لگد کردن با یکدیگر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). پای بیکدیگر زدن قوم: تراکل القوم؛ رکل بعضهم بعضاً بالارجل. (از اقرب الموارد) (المنجد).[ تِ کِ ] (اِ) دزی در ذیل قوامیس عرب آرد: قوش، از نوع پرندگان بسیار بزرگ. و تراکل و عارم، مادهٔ ارکک طوغان، نوعی از باز. (از دزی ج ۱ ص ۱۴۳).
کلمات همقافیه با «تراکل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کل» برای سرودن شعر