معنی تراو
5 بازدید
[ تَ ] (اِ) بمعنی تراوش است که از تراویدن و ترشح کردن باشد. (برهان). ترشح و تراوش. (ناظم الاطباء). رجوع به تراوش و تراویدن و تَراب شود.[ تْرا / تِ وِ ] (اِخ) رودی در شمال آلمان که از لوبک می گذرد و وارد دریای بالتیک می شود و ۱۱۲هزار گز طول دارد.
کلمات همقافیه با «تراو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «او» برای سرودن شعر