معنی تراسل
7 بازدید
[ تَ سُ ] (ع مص) بیکدیگر پیغام و رسول فرستادن. (زوزنی). همدیگر نامه فرستادن و جز آن، یقال تراسلوا؛ اذ ارسل بعضهم الی بعض. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). همدیگر فرستادن نامه و جز آن. (آنندراج): تراسل القوم؛ ارسل بعضهم الی بعض و فعل مثلما یفعل الآخر علی وجه التتابع. (اقرب الموارد) (المنجد).
کلمات همقافیه با «تراسل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سل» برای سرودن شعر