معنی ترائب
14 بازدید
[ تَ ءِ ] (ع اِ) استخوانهای سینه، (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). استخوانهای سینه، و این جمع تریبة است و مجازاً بمعنی سینه آید. (غیاث اللغات). جِ تریبة. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی) (اقرب الموارد) (دهار) (المنجد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء): {/Bیَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ اَلصُّلْبِ وَ اَلتَّرََائِبِ .۱-۶۸۶:۷/} (قرآن ۸۶ / ۷). معنبرذوائب معقدعقائص مسلسل عذایر سجنجل ترائب. نصراللََّه غزنوی. از ترائب و بطن فاطمهٔ زهرا (ع) امام حسن و امام حسین (ع) و محسن سقط و زینب کبری و ام کلثوم کبری. (تاریخ قم ص ۱۹۸). || جای قلاده از سینه، یا آنچه نزدیک دو ترقوه بود از آن، یا مابین دو پستان و دو ترقوه، یا چهار دنده است از جانب راست سینه و چهار دنده از جانب چپ آن، یا دو دست و دو پا و دو چشم. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ترائب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئب» برای سرودن شعر