معنی تذییل
5 بازدید
[ تَ ذْ ] (ع مص) درازدامن کردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (از اقرب الموارد) (از المنجد). چیزی را دامن چیزی کردن. (آنندراج). || نوشتن در ذیل صحیفه علاوه بر آنچه در آن هست. (از اقرب الموارد) (از المنجد). || (اِ) آنچه پس از تمام کردن کتابی در تکمیل یا توضیح آن نویسند. ذیل. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ضمیمه. (ناظم الاطباء). || (مص) (اصطلاح معانی) تعقیب جمله ای است بجملهٔ دیگر که مشتمل باشد بر معنی جملهٔ اولی برای تأکید منطوق یا مفهوم آن، اول چنانکه در آیهٔ شریفهٔ: و قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقاً . جملهٔ اخیره بمعنی جملهٔ ماقبلش و تأکید منطوق آن است، چنانکه در بیت ناصرخسرو علوی: بازِ جهان تیزپرّ و خلق شکار است بازِ جهان را بجز شکار چه کار است؟ دوم چنانکه در قول نابغهٔ ذبیانی: و لست بمستبقٍ اخاً لاتلمّه علی شعث ای الرجال المهذب. جملهٔ اولی دلالت می کند از روی مفهوم بر اینکه برادر مهذب نیست. و از قبیل اول است این شعر: مریز خون من ای بت بروزگار خزان مساعدت کن با من بریز خون رزان چو هست خون رزان قصد خون من چه کنی که غم فزاید از این و طرب فزاید از آن. و از قبیل دوم است قول مولوی: پس بد مطلق نباشد در جهان بد بنسبت باشد این را هم بدان. (از هنجار گفتار صص ۱۳۵ -۱۳۶). و رجوع به تعریفات جرجانی و کشاف اصطلاحات الفنون شود.
کلمات همقافیه با «تذییل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر