معنی تذروی

معنی تذروی

5 بازدید
[ تَ ذَرْ ] (ص نسبی) منسوب به تذرو. (ناظم الاطباء).
[ تَ ذَرْ ] (اِخ) آذر بیگدلی آرد: همشیره زادهٔ نرگسی است، اصلش از دیار ابهر است... مولانا در اکثر اوقات بهندوستان بوده و هم در آنجا فوت شده و از هر مقوله شعر بسیاری گفته اما دیوانش بنظر نرسید، گویا به ایران نیامده، نظر به این شعر که در وصف طلوع صبح در مثنوی گفته، طبع خوشی داشته است: در پنبهٔ صبح آتش افتاد خاکستر شام رفت بر باد. (از آتشکدهٔ آذر چ بمبئی ص ۲۲۴). در قاموس الاعلام ترکی آرد:... اکثر اوقات در هندوستان بسر می برد و بسال ۹۷۵ هـ . ق. در اکره درگذشت و علاوه بر سائر اشعار منظومه ای بنام «حسن و یوسف» دارد... (از قاموس الاعلام ترکی).

کلمات هم‌قافیه با «تذروی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید