معنی تدهقن
5 بازدید
[ تَ دَ قُ ] (ع مص) کشاورزی نمودن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). دهقان شدن. (اقرب الموارد) (المنجد). رجوع به دهقان شود.
کلمات همقافیه با «تدهقن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قن» برای سرودن شعر