معنی تدنق
5 بازدید
[ تَ دَنْ نُ ] (ع مص) در شاهد ذیل ظاهراً تدنیق و بمعنی دقت نظر در معاملات و نفقات آمده است : با غلامان ترک و معارف لشکر در مواجب و جامگیات و اقطاعات طریق شطط و مناقشت و تدنق پیش گرفت لاجرم روزی بر دست دو سه غلام کشته شد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۱۹۹). رجوع به تدنیق و مدنق شود.
کلمات همقافیه با «تدنق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نق» برای سرودن شعر