معنی تدمیر
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) هلاک کردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (دهار) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). هلاک کردن و هلاکی افکندن بر کسی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از المنجد) (از اقرب الموارد) (از غیاث اللغات) (از المنجد): {/Bوَ إِذََا أَرَدْنََا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیَةً أَمَرْنََا مُتْرَفِیهََا فَفَسَقُوا فِیهََا فَحَقَّ عَلَیْهَا اَلْقَوْلُ فَدَمَّرْنََاهََا تَدْمِیراً.۱-۱۵۱۷:۱۶/} (قرآن ۱۷/۱۶). ... {/Bفَدَمَّرْنََاهُمْ تَدْمِیراً.۸-۹۲۵:۳۶/} (قرآن ۲۵/۳۶). بدعت فاضلان منحوس است این صناعت برای هر تدمیر.خاقانی. || پشم دود کردن صیاد کازه را تا صید بوی وی درنیابد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ تُ ] (اِخ) یکی از نواحی اندلس و بر مشرق قرطبه و دارای قراء و قلاع فراوان و مسقطالرأس بسیاری از مشاهیر اسلامی است. رجوع به الحلل السندسیه و معجم البلدان و قاموس الاعلام ترکی شود.
کلمات همقافیه با «تدمیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر