معنی تدفق
6 بازدید
[ تَ دَفْ فُ ] (ع مص) ریخته شدن آب. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (المنجد) (اقرب الموارد). ریخته شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || به شتاب رفتن چارپا. (المنجد) (از اقرب الموارد). یقال: فلان یتدفق فی الباطل؛ اذا کان یسارع. (اقرب الموارد) (المنجد).
کلمات همقافیه با «تدفق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فق» برای سرودن شعر