معنی تدبیرساز
7 بازدید
[ تَ ] (نف مرکب) مدبِّر. چاره جو. متفکر. عاقبت اندیش : ندید او همی مردم رای ساز رسیدش به تدبیرسازان نیاز.فردوسی. سقراط هفت سیر نهاد این را تدبیرساز و کارکن و رهبر.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «تدبیرساز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر