معنی تدارق
6 بازدید
[ ] (اِخ) برادر قیصر روم که با سپاه اسلام در دوران خلافت ابوبکر محاربه نمود. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۱ ص ۴۶۰ شود.
کلمات همقافیه با «تدارق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رق» برای سرودن شعر