معنی تخوض
6 بازدید
[ تَ خَ وْ وُ ] (ع مص) به تکلف خوض کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (اقرب الموارد) (المنجد).
کلمات همقافیه با «تخوض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وض» برای سرودن شعر