معنی تخمیس
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) پنج گوشه گردانیدن. (زوزنی) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). پنج رکن گردانیدن. || در نزد شاعران، افزودن سه مصراع است به یک بیت، که جمعاً پنج مصراع باشد. (از اقرب الموارد) (از المنجد). شعر مخمس گفتن. رجوع به مخمس شود.
کلمات همقافیه با «تخمیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر