معنی تخمیانه
4 بازدید
[ تُ نَ / نِ ] (اِ مرکب) بزر. (ربنجنی). هر گونه تخم که باشد، چون دانهٔ گندم و جو و تخم دیگر سبزیها و الحاصل هر دانه ای که قابل کشت در زمین باشد. (از لسان العجم شعوری ج ۱ ص ۳۰۹ ورق الف). حبوباتی که برای تخم کاشتن نگاه میدارند. (فرهنگ نظام از مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «تخمیانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر