معنی تخمهفروش
5 بازدید
[ تُ مَ / مِ فُ ] (نف مرکب) کسی که کنجد و سیاهدانه و مصالح نان بفروشد. (آنندراج) (بهار عجم). فروشندهٔ تخمه. که تخم کدو و هندوانه و جز آن فروشد: چه گویم ز بیداد تخمه فروش که در سینه ام سوخت دل را ز جوش. وحید (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «تخمهفروش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر