معنی تخضیر
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) سبز گردانیدن. (تاج المصادر بیهقی). سبز کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (المنجد). || برکت داده شدن کسی در چیزی. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ تَ ] (ع ص) تخضور. سبز. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تخضیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر