معنی تخضیب
4 بازدید
[ تَ ] (ع مص) خضاب کردن. (تاج المصادر بیهقی). رنگ کردن چیزی را. (منتهی الارب). رنگ کردن چیزی را. و تشدید بخاطر مبالغت بود. (اقرب الموارد) (المنجد). رنگ کردن. (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تخضیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر