معنی تخصیر
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) باریک میان گردانیدن. (تاج المصادر بیهقی). باریک میان کردن. (زوزنی). || باریک کردن. (اقرب الموارد). || قرار دادن کمر برای چیزی: کشحٌ مُخَصَّر. رجل مُخَصَّرالقدمین؛ ای قدمه تمس الارض من مقدمها و عقبها و یُخَوّی ََ اخمصها مع دقة فیه و ... (از اقرب الموارد). و رجوع به مُخَصَّر شود.
کلمات همقافیه با «تخصیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر