معنی تخصر
7 بازدید
[ تَ خَ صْ صُ ] (ع مص) دست بر تهیگاه نهادن. || مِخْصَرة بدست گرفتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد). فی الحدیث: المتخصرون یوم القیامة علی وجوههم النور؛ ای المصلون باللیل، از آن رو که چون خفته شوند دست های خود بر تهیگاه خویش نهند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تخصر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صر» برای سرودن شعر