معنی تخرص
6 بازدید
[ تَ خَ رْ رُ ] (ع مص) دروغ گفتن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). افترا کردن بر کسی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). دروغ گفتن و افترا کردن. (آنندراج) (اقرب الموارد) (المنجد). قال ابوتمام: تخرصاً و احادیثاً مُلفَّقةً لیست بنبع اذا عدت و لا غَرَب. (اقرب الموارد).[ تِ رِ ] (معرب، اِ) یکی تخریص. (المعرب جوالیقی). رجوع به تخریص شود.
کلمات همقافیه با «تخرص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رص» برای سرودن شعر