معنی تخت و تبارک
5 بازدید
[ تَ تُ تَ رَ ] (ق مرکب، از اتباع) با تمام استراحت خیال. آسوده و بری از تشویش : درویش سبحان دو دست را از پشت روی هم زیر سر گذاشت و تخت و تبارک خوابید. (سر و ته یک کرباس جمال زاده ج ۱ ص ۱۷۹). فلان تخت و تبارک نشسته بود. شب به خانه رفت و تخت و تبارک خوابید.
کلمات همقافیه با «تخت و تبارک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر