معنی تخت فیروزه
4 بازدید
[ تَ تِ زَ / زِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از آسمان است. (فرهنگ رشیدی) (ناظم الاطباء). || (اِخ) تخت کیخسرو را نیز گویند. (برهان). کنایه از تخت کیخسرو باشد. (انجمن آرا). تخت کیخسرو. (آنندراج) (ناظم الاطباء). رجوع به تخت طاقدیس شود.
کلمات همقافیه با «تخت فیروزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر