معنی تخت عاج
4 بازدید
[ تَ تِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) تخت دندان پیل. (آنندراج). اریکه و اورنگی که از دندان پیلان سازند پادشاهان را: چو بر پشت پیلان نهم تخت عاج ز هندوستان آورندم خراج. نظامی (از آنندراج). || کنایه از روز است. || عبارت از سرین و شرمگاه نیز کنند. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «تخت عاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر