معنی تخت طاقدیسی
5 بازدید
[ تَ تِ ] (اِخ) تختی بوده است چندطبقه که صور جمیع بروج و کواکب را بر آن نقش نموده بوده اند و آن از فریدون به خسرو پرویز رسیده بود. گویند تمام عساکر خسرو در طبقات آن جا می شده اند. (برهان). || نام لحن پنجم است از سی لحن باربد. (برهان): چو تخت طاقدیسی ساز کردی بهشت از طاقها در باز کردی.(از آنندراج). || (ترکیب وصفی، اِ مرکب) نام نوایی هم هست از موسیقی. (برهان). نام نوایی و لحنی. (شرفنامهٔ منیری). به همهٔ معانی رجوع به تخت طاقدیس شود.
کلمات همقافیه با «تخت طاقدیسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر