معنی تختهپاره
5 بازدید
[ تَ تَ / تِ رَ / رِ ] (اِ مرکب) تخته های جداشده از کشتی شکسته و جز آن : صحبت غنیمت است بهم چون رسیده ایم تا کی دگر بهم رسد این تخته پاره ها.صائب. شکستگان ز حوادث غمی نمی دارند که تخته پاره ز طوفان نمی کند پروا.وحید. خردی گزین که خردی زآفت مسلم است کشتی چو بشکند چه زیان تخته پاره را. وحید.
کلمات همقافیه با «تختهپاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر