معنی تختهمشق
5 بازدید
[ تَ تَ / تِ مَ ] (اِ مرکب) تختهٔ مشق. لوحی که کودکان بر روی آن مشق خط کنند. (ناظم الاطباء). بی اضافت و با اضافت، تختهٔ تعلیم. (آنندراج). || هر چیزی که بسیار به استعمال آید. (از آنندراج): لوح دلی که آینهٔ راز عالم است حیف است حیف، تختهٔ مشق هوس کنی. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «تختهمشق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شق» برای سرودن شعر