معنی تختشاه
5 بازدید
[ تَ ] (اِخ) دهی از دهستان کلیایی در بخش اسدآباد شهرستان همدان است که در سی وسه هزارگزی جنوب هوله قرار دارد. کوهستانی و سردسیر است و ۲۱۸ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و قنات و محصول آن غلات و لبنیات و صیفی و انگور است و شغل اهالی آنجا زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان قالی بافی است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ تَ ] (اِخ) دهی از بخش میان کنگی در شهرستان زابل است که در بیست وچهارهزارگزی شمال ده دوست محمد و نزدیک مرز افغانستان قرار دارد. جلگه ای گرم و معتدل است و ۸۹۸ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانهٔ هیرمند و محصول آن غلات و صیفی و پنبه و لبنیات است و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه و گلیم و کرباس بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «تختشاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر