معنی تختآویز
4 بازدید
[ تَ ] (ن مف مرکب) که بر تخت آویخته شود، چون افسر شاهان کهن که بر تخت می آویختند تا بزرگی و سنگینی تاج بر تاجدار گران نیاید: به پیروزی و بهروزی همی زی با دل افروزی به دولتهای ملک انگیز و تخت آویز افسرها. منوچهری.
کلمات همقافیه با «تختآویز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر