معنی تخبخب
7 بازدید
[ تَ خَ خُ ] (ع مص) فروهشته و نرم گردیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ارتخاء. (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد). || لاغر شدن بدن بعد فربهی. || فرونشستن سختی گرما. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). فرونشستن مقداری از سختی گرما. (نشوءُاللغة ص ۱۴).
کلمات همقافیه با «تخبخب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خب» برای سرودن شعر