معنی تخاطر
5 بازدید
[ تَ طُ ] (ع مص) با هم گرو بستن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). تراهن. (قطر المحیط): همُ الجبلُ الاعلی اذاما تناکرت ملوک الرجال او تخاطرت البزل. (از اقرب الموارد). || بلند کردن گشن دم خود را برای حمله ور شدن هنگام هیجان. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تخاطر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طر» برای سرودن شعر