معنی تخارج
5 بازدید
[ تَ رُ ] (ع مص) نفقه بیرون کردن هر یک را از همراهان و یاران بقدر یکدیگر. (آنندراج). تناهد. (اقرب الموارد) (قطر المحیط). || گرفتن بعض شرکاء خانهٔ مبنی را و بعض شرکاء زمین را. (منتهی الارب) (آنندراج). گرفتن بعضی شریکها خانهٔ بناشده را و بعضی دیگر زمین را. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). قسمت کردن و گرفتن بعضی از شریکان خانه را و بعضی زمین را و بعضی پول را و بعض دیگر عقارات را. و آنرا اقتسام به تخارج نیز گویند. (قطر المحیط). || دو گروه روباروی جنگ کردن. (آنندراج). || فی اللغة، تفاعل من الخروج و فی الاصطلاح، مصالحةالورثة علی اخراج بعض منهم بشی ء معین من الترکة. (تعریفات جرجانی).
کلمات همقافیه با «تخارج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رج» برای سرودن شعر