معنی تحیض
7 بازدید
[ تَ حَ یْ یُ ] (ع مص) حایض شدن زن. (تاج المصادر بیهقی). بازماندن زن از نماز در ایام حیض. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). بازماندن زن از نماز و انجام دادن کاری که زنان حائض میکنند. (از قطر المحیط). بمعنی حیض. خارج شدن چیزی مانند خون از زن. (ذیل اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تحیض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یض» برای سرودن شعر