معنی تحیت

معنی تحیت

7 بازدید
[ تُ حَ ] (ع اِ مصغر، ق مصغر) مصغر تحت، یعنی تقریباً پایین. (ناظم الاطباء).
[ تَ حی یَ ] (ع مص، اِ) تحیة. سلام گفتن. (غیاث اللغات). درود و سلام و دعا و نیایش. (از ناظم الاطباء): و پدر ما امیر ماضی... ویرا سخت نیکو و عزیز داشتی... و امروز ما را بکارآمده تر یادگاریست و حال مناصحت و کفایت وی ظاهر گشته است. به رسولی فرستاده آمد تا سلام و تحیت ما را... به خان رساند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۰۹). هزاران درود و دو چندان تحیت ز ایزد بر آن جودت روحپرور.ناصرخسرو. ای نسیم صبا تحیت من برسان نزد خواجه ابراهیم.مسعودسعد. برای رنج دل و عیش بدگوارم ساخت جوارشی ز تحیت مفرحی ز ثنا.خاقانی. دارالسلام اهل هدی باد صدر او زایزد بر او تحیت و از عرشیان سلام. خاقانی. گوش در آن نامه تحیت رسان دیده در آن سجده تحیات خوان.نظامی. نظری به دوستان کن که هزار بار از آن به که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی.سعدی. و تحیت و سلام او را بجا آورد و اعتکاف تمام در تربت وی گذارد [ گزارد ] و اعتذار از طول مدت همی خواهد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۴۵۴). || دیر ماندن. || پادشاهی و مُلک. (غیاث اللغات). و رجوع به تحیة شود.

کلمات هم‌قافیه با «تحیت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید