معنی تحیات
7 بازدید
[ تَ حی یا ] (ع اِ) جِ تحیة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (قطر المحیط) (ناظم الاطباء). درودها و شادباش ها: درود و سلام و تحیات و صلوات ایزدی بر ذات معظم و روح مقدس مصطفی و اهل بیت... او باد. (کلیله و دمنه). گوش در آن نامه تحیت رسان دیده در آن سجده تحیات خوان.نظامی. رجوع به تحیت و تحیة شود.
کلمات همقافیه با «تحیات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر