معنی تحکم کردن
6 بازدید
[ تَ حَ کْ کُ کَ دَ ] (مص مرکب) حکم کردن. فرمان دادن. تعدی کردن. فرمانروایی کردن به زور. رجوع به تحکم شود.
کلمات همقافیه با «تحکم کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر