معنی تحلیلی
6 بازدید
[ تَ ] (ص نسبی) منسوب به تحلیل. انتزاعی. مجرد، چون هندسهٔ تحلیلی، احکام تحلیلی. -احکام تحلیلی؛ اصطلاحی است در تقسیم تصدیقات منسوب به کانت و بر طبق این تقسیم احکام بر دو گونه خواهند بود: تحلیلی و ترکیبی. احکام ترکیبی آنهایی هستند که در آنها محکومٌ به بطور ضمنی در محکوم علیه موجود است. مثال: تمام اشعهٔ دایره با هم مساوی هستند. مثال دیگر: جسم دارای سه بعد است. (از روانشناسی تربیتی تألیف علی اکبر سیاسی صص ۲۴۰ -۲۴۱). -هندسهٔ تحلیلی؛ اساس این هندسه بر مبنای مطالعهٔ هندسی بوسیلهٔ روشهای جبری قرار دارد که آنرا آنالیز گویند و این گونه تحقیق عبارت از تعیین نقطه و اشکال هندسی و منحنیهای گوناگون بوسیلهٔ اعداد جبری و دستگاه مختصات است. و رجوع به دایرةالمعارف وان نوسترانس ص ۸۶ شود.
کلمات همقافیه با «تحلیلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر