معنی تحلة

معنی تحلة

8 بازدید
[ تَ حِ لْ لَ ] (ع مص) سوگند راست کردن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). تحلة یمین؛ تحلیل یمین. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). گشادن سوگند را به استثناء یا به کفاره یا کفارهٔ سوگند دادن. (منتهی الارب). راست کردن سوگند. (آنندراج). کفارهٔ سوگند را دادن. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). || حلال کردن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). رجوع به تحلیل شود.
[ تَ حِ لْ لَ ] (ع اِ) کفارهٔ سوگند یا استثنای آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). کفارهٔ سوگند یا آنچه بدان عقد سوگند را گشایند. (قطر المحیط). کفارهٔ سوگند. (اقرب الموارد): {/Bقَدْ فَرَضَ اَللََّهُ لَکُمْ تَحِلَّةَ أَیْمََانِکُمْ .۱-۶۶۶:۲/} (قرآن ۶۶/۲). || مدت کوتاه. زمان اندک: لایموت لمؤمن ثلاثة اولاد و تمسُّه النار الا تحلةالقسم؛ و المعنی الا مسة یسیرة مثل تحلة قسم الحالف. (اقرب الموارد). تحلة القسم والیمین؛ اندک، و منها فتمسه النار الا تحلةالقسم؛ ای مسة یسیرة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «تحلة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید